پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۰
کد خبر: 401347

آزمون بورد برای پزشکانی که چهار سال از عمر و جوانی خود را در دوره تخصص گذرانده‌اند، فقط یک امتحان برای گرفتن یک مدرک نیست؛ پشت هر صندلی این آزمون، سال‌ها هزینه آموزشی دولت، ظرفیت‌گذاری نظام سلامت برای تربیت و به‌کارگیری متخصص و پزشکی قرار دارد که قرار بوده بخشی از بار درمان کشور را به دوش بکشد.

آزمونی پر هزینه اما بی نتیجه برای رزیدنت‌ها

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سازندگی، آزمون بورد برای پزشکانی که چهار سال از عمر و جوانی خود را در دوره تخصص گذرانده‌اند، فقط یک امتحان برای گرفتن یک مدرک نیست؛ پشت هر صندلی این آزمون، سال‌ها هزینه آموزشی دولت، ظرفیت‌گذاری نظام سلامت برای تربیت و به‌کارگیری متخصص و پزشکی قرار دارد که قرار بوده بخشی از بار درمان کشور را به دوش بکشد. حالا اما در شرایطی که به گفته نماینده معترضان، تعداد مردودی‌های آزمون گواهینامه تخصصی از حدود ۳ درصد در سال‌های گذشته به ۱۲ درصد در سال گذشته رسیده و حدود ۴۰۰ نفر نیز مردود شده‌اند، یک سؤال جدی مطرح است: اگر صلاحیت علمی این پزشکان تأیید نمی‌شود و قرار است از ورود آن‌ها به چرخه تخصص جلوگیری شود، وزارت بهداشت برای جبران این ظرفیت ازدست‌رفته چه برنامه‌ای دارد؟


ماجرا وقتی جدی‌تر می‌شود که بدانیم همین پزشکان، چهار سال آموزش تخصصی دیده‌اند و حتی برخی از آن‌ها پس از پایان دوره، با عنوان «طرح موقت» در مراکز درمانی و مناطق مختلف مشغول خدمت شده‌اند؛ اما حالا در صورت تأییدنشدن نتیجه آزمون، ممکن است به‌جای ادامه فعالیت به‌عنوان متخصص، دوباره به‌عنوان پزشک عمومی طبابت کنند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ می‌شود که برخی رشته‌های تخصصی مانند طب اورژانس، اطفال و بیهوشی با کمبود نیروی متخصص مواجهند؛ بنابراین مسئله فقط آینده شغلی چند صد پزشک نیست؛ سؤال اینجاست که آیا حذف این نیروها از چرخه تخصص، هم به کمبود متخصص در نظام سلامت دامن نمی‌زند و هم مردم را در دسترسی به خدمات تخصصی با مشکل بیشتری مواجه نمی‌کند؟ و ازسوی‌دیگر، پزشکی که چهار سال برای تخصص آموزش‌دیده و پس از یک شکست در آزمونی سرنوشت‌ساز، ناگهان به نقطه اول بازمی‌گردد، آیا اساساً می‌تواند از نظر روحی دوباره سرپا شود و برای آزمون بعدی و ادامه مسیر تخصصی خود آماده شود؟


این‌ها بخشی از پرسش‌هایی است که حالا در کنار اعتراض به سطح و نحوه برگزاری آزمون گواهینامه تخصصی مطرح شده است؛ آزمونی که به گفته معترضان، علاوه بر افزایش چشمگیر آمار مردودی، با ادعاهایی درباره خطاهای سیستمی در ثبت پاسخ‌ها، تغییر منابع و بلاتکلیفی در روند رسیدگی به اعتراضات نیز روبه‌روست.


آمار مورد اشاره معترضان، تفاوت را روشن‌تر می‌کند. به گفته علی ملک‌زاده، رزیدنت داخلی و نماینده معترضان آزمون گواهینامه تخصصی ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، در سال‌های گذشته میزان مردودی آزمون در مجموع حدود ۳ درصد بوده، اما سال گذشته این رقم به حدود ۱۲ درصد رسیده است؛ یعنی ۹ واحد درصد افزایش در نرخ مردودی. او می‌گوید در برخی رشته‌ها در سال‌های قبل حدود ۶۰ نفر مردود می‌شدند و حتی حدود ۲۰ نفر از همین افراد در مرحله بعدی و در بهمن‌ماه امکان قبولی پیدا می‌کردند، اما سال گذشته حدود ۴۰۰ نفر در آزمون گواهینامه تخصصی مردود شده‌اند. ملک‌زاده معتقد است همین آمار باید پرسش اصلی را ایجاد کند که چه تغییری در سطح و شیوه برگزاری آزمون اتفاق افتاده است.

۴۰۰ نفر مردود؛ آزمون دوباره هم راه‌حل نیست


به گفته نماینده معترضان، بخشی از همان حدود ۴۰۰ نفری که سال گذشته مردود شده‌اند، امسال دوباره در آزمون شرکت کرده‌اند. اما از نگاه او، تکرار آزمون بدون اصلاح اشکالات اصلی، لزوماً مسئله را حل نمی‌کند. او می‌گوید اگر پزشکی که چهار سال دوره تخصص را پشت سر گذاشته و در مراحل مختلف ارتقا موفق بوده، در آزمون نهایی با سطحی متفاوت از آزمون‌های قبلی مواجه شود، نتیجه آزمون لزوماً بیانگر صلاحیت واقعی او نیست.


ملک‌زاده می‌گوید: «این بچه‌ها سال اول به دوم، دوم به سوم و سوم به چهارم ارتقا پیدا کرده‌اند. بعد در آزمون نهایی، آزمونی از آن‌ها گرفته شده که سطح آن با گواهینامه متفاوت است. نمی‌شود بعد از چهار سال آموزش تخصصی، با یک آزمون متفاوت درباره صلاحیت علمی آن‌ها تصمیم گرفت.»


از نگاه او، این تفاوت را می‌توان در تفاوت میان گواهینامه تخصصی و دانشنامه دید. گواهینامه برای پزشکی است که دوره تخصص را تمام کرده و قرار است وارد فعالیت حرفه‌ای و طرح شود، اما دانشنامه مسیر دیگری برای پزشکانی است که به دنبال فوق‌تخصص یا هیئت‌علمی هستند. به همین دلیل، او معتقد است یکی‌کردن سطح این دو آزمون، عملاً بخشی از پزشکان را در معرض آزمونی قرار داده که برای هدف دیگری طراحی شده است.

آزمون سواری برای کسی که قرار نیست تریلی براند


ملک‌زاده برای توضیح این تفاوت، آزمون رانندگی را مثال می‌زند. از نگاه او، همان‌طور که نمی‌توان از کسی که قرار است گواهینامه خودروی سواری بگیرد، آزمون رانندگی اتوبوس یا تریلی گرفت، نمی‌توان سطح آزمون دانشنامه را بدون توجه به هدف گواهینامه تخصصی به داوطلب تحمیل کرد. او می‌گوید: «یکی می‌خواهد دیپلم بگیرد و یکی می‌خواهد المپیاد بدهد؛ سؤال این دو یکی نیست. کسی که می‌خواهد گواهینامه تخصصی بگیرد، نباید با همان معیاری سنجیده شود که قرار است برای دانشنامه و فوق‌تخصص استفاده شود.» از نظر او، سخت‌تر شدن آزمون زمانی مسئله‌سازتر می‌شود که منابع نیز تغییر کرده باشند و داوطلبان امکان دسترسی برابر به منابع جدید را نداشته باشند.

رفرنس‌ها در میانه جنگ عوض شد


یکی از محورهای اعتراض رزیدنت‌ها، تغییر منابع آزمون است. ملک‌زاده می‌گوید در برخی رشته‌ها، ویرایش منابع تغییر کرده و این تغییر در شرایطی اتفاق افتاده که کشور درگیر جنگ بوده است. او به رشته داخلی اشاره می‌کند که به گفته وی، رفرنس آن از ویرایش ۲۰۲۲ به ویرایش ۲۰۲۵ تغییر کرده، درحالی‌که منابع جدید به‌موقع به دست همه داوطلبان نرسیده است. مسئله از نگاه معترضان تنها تغییر یک کتاب نیست؛ آن‌ها معتقدند وقتی منبع آزمون تغییر می‌کند، باید امکان دسترسی داوطلبان به منبع جدید نیز فراهم باشد. به‌خصوص وقتی بخشی از داوطلبان در شرایط جنگ و محدودیت‌های ناشی از آن، امکان تهیه یا مطالعه منابع جدید را نداشته‌اند. در کنار آن، ملک‌زاده مدعی است حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از سؤالات آزمون محل ایراد بوده و بخشی از سؤالات نیز دو پاسخی محسوب می‌شده است. او معتقد است سؤال دو پاسخی می‌تواند نتیجه آزمون را برای دو داوطلب به شکل متفاوتی تغییر دهد؛ یک نفر از آن سود ببرد و دیگری متضرر شود.

اعتراض باز شد؛ پاسخ‌نامه‌ها هم ایراد داشت


اما مهم‌ترین بخش اعتراضات به گفته ملک‌زاده، زمانی شکل گرفت که سامانه اعتراضات باز شد و داوطلبان امکان بررسی و اعتراض به پاسخ‌های خود را پیدا کردند. او می‌گوید روز ۱۶ مرداد، تعدادی از معترضان برای مشاهده پاسخ‌نامه‌های خود مراجعه کردند و در این مرحله، ایرادهایی در ثبت پاسخ‌ها مشاهده شد؛ از ثبت پاسخ اشتباه تا ثبت‌نشدن برخی پاسخ‌ها به دلیل مشکلات سیستمی. به گفته ملک‌زاده، در بعضی موارد حتی ۲۰ تا ۳۰ سؤال به دلیل خطای سامانه ثبت نشده بود. او می‌گوید پس از بررسی این اعتراضات، در مقطعی به معترضان اعلام شده بود که اعتراض بیش از ۱۰۰ نفر وارد تشخیص‌داده‌شده و قرار است نتیجه نهایی پس از طی مراحل اداری اعلام شود. ملک‌زاده می‌گوید این موضوع حتی در گزارش اولیه‌ای که درباره اعتراض‌ها تهیه شده بود نیز موردتوجه قرار گرفته و قرار بوده گزارش برای تأیید نهایی ارسال شود. اما آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، به گفته او، نقطه اصلی اعتراض امروز رزیدنت‌هاست.

گفتند هیچ اعتراضی وارد نیست


ملک‌زاده می‌گوید ابتدا به او اعلام شده بود که اعتراض بیش از ۱۰۰ نفر به دلیل ایرادات واردشده پذیرفته شده است و قرار بوده نتیجه نهایی پس از تأیید اعلام شود. به گفته او، برای بررسی بخش علمی نیز مقرر شده بود هیئت‌های بورد از ۱۷ مرداد تا سوم شهریور به‌صورت روزانه دعوت شوند تا درباره اعتراضات اظهارنظر کنند. حتی در مقطعی به معترضان گفته شده بود که برخی هیئت‌ها اعتراضات را وارد دانسته‌اند. او می‌گوید پس از استعفای یکی از مسئولان مرتبط با این فرایند، پیگیری معترضان با مشکل مواجه شد و در تماس‌های بعدی به آن‌ها گفته شد که گزارش‌های قبلی، گزارش اولیه بوده و به معنای پذیرش اعتراض‌ها نیست. ملک‌زاده می‌گوید: «یک‌جا اعتراضات را باز می‌کنید، بچه‌ها اعتراض می‌کنند، بعد گزارش اولیه می‌گوید اعتراضات وارد است و حتی گفته می‌شود بیش از ۱۰۰ نفر قبول شده‌اند، اما ناگهان همه چیز تغییر می‌کند و می‌گویند هیچ اعتراضی پذیرفته نشده است. این روند باید برای ما توضیح داده شود.»


از نگاه او، مسئله فقط نتیجه نهایی نیست؛ بلکه بی‌خبری و نبود پاسخ روشن درباره فرایند بررسی اعتراضات، فشار روانی بیشتری بر پزشکان وارد کرده است. او با لحنی که بارها در طول گفت‌وگو تکرار می‌کند، می‌گوید: «نباید با روان و اعصاب بچه‌های متخصص بازی شود.»

اگر صلاحیت ندارند، چرا با مهر متخصص به طرح می‌روند؟


یکی دیگر از تناقض‌هایی که ملک‌زاده مطرح می‌کند، وضعیت پزشکان مردود شده پس از آزمون است. به گفته او، بخشی از همین پزشکان پس از مردودی، برای طرح موقت به مناطق مختلف اعزام شده‌اند و با مهر متخصص در مراکز درمانی فعالیت کرده‌اند.


پرسش او روشن است؛ اگر این پزشکان صلاحیت علمی لازم برای فعالیت به‌عنوان متخصص را ندارند، چرا امکان فعالیت تخصصی و اعزام آن‌ها به طرح موقت فراهم شده است؟ و اگر صلاحیت فعالیت به‌عنوان متخصص را دارند، چرا نتیجه آزمون آن‌ها باید به معنای رد صلاحیتشان باشد؟


ملک‌زاده می‌گوید: «اگر صلاحیت ندارم، چرا نامه می‌دهید که بروم طرح موقت و با مهر متخصص داخلی کار کنم؟ اگر صلاحیت دارم، نمره بدهید و بگذارید مسیرم را ادامه بدهم.» او معتقد است عنوان «طرح موقت» نیز به‌خودی‌خود مسئله را حل نمی‌کند. پزشکی که دوره تخصص را پشت سر گذاشته و حالا با مهر متخصص در مناطق مختلف خدمت می‌کند، نمی‌تواند برای مدت نامحدود در وضعیتی مبهم باقی بماند.

پزشکی که چهار سال آموزش‌دیده، با دو آزمون رد صلاحیت می‌شود؟


ملک‌زاده تأکید دارد که مسئله اصلی معترضان، فرار از ارزیابی علمی نیست. آن‌ها با اصل آزمون مخالف نیستند؛ پرسش آن‌ها درباره اعتبار و تناسب شیوه سنجش است. به گفته او، پزشکی که چهار سال دوره تخصصی را گذرانده و در تمام مراحل ارتقا نمره لازم را گرفته، نمی‌تواند صرفاً با نتیجه یک آزمون کتبی، از نظر صلاحیت بالینی زیر سؤال برود. او می‌گوید: «این آزمون، آزمون هوش گرفته است، نه آزمون بالینی. اگر قرار است صلاحیت بالینی یک پزشک را بسنجید، باید آزمون بالینی بگیرید.»از نگاه او، حتی اگر یک پزشک در آزمون بورد یا گواهینامه مردود شود، این نتیجه لزوماً به معنای آن نیست که توانایی درمان بیمار را ندارد. ملک‌زاده با اشاره به اظهارات برخی مسئولان و صاحب‌نظران حوزه آموزش پزشکی می‌گوید که آزمون کتبی به‌تنهایی نمی‌تواند معیار مناسبی برای تعیین صلاحیت بالینی پزشک باشد.

متخصصانی که دیگر نمی‌خواهند متخصص شوند


اعتراض به آزمون بورد، برای ملک‌زاده از مسئله یک امتحان فراتر رفته و به تصویری بزرگ‌تر از وضعیت پزشکان جوان رسیده است؛ تصویری که در آن سال‌ها تحصیل و تخصص، لزوماً به امنیت شغلی و اقتصادی منجر نمی‌شود. او می‌گوید برخی رزیدنت‌ها ماهانه حدود ۲۰ میلیون تومان دریافت کرده‌اند و در مقابل، ساعات کشیک بسیار سنگینی داشته‌اند. به گفته او، در مواردی میزان کشیک به حدود ۴۰۰ ساعت در ماه رسیده است. در چنین شرایطی، از نگاه ملک‌زاده، طبیعی است که بخشی از پزشکان جوان به سمت رشته‌هایی بروند که درآمد بالاتری دارند و فشار کاری کمتری متحمل می‌شوند. او می‌گوید رشته‌هایی مانند داخلی، عفونی، اطفال، طب اورژانس و جراحی عمومی با کمبود اقبال مواجه شده‌اند و در مقابل، فعالیت‌های زیبایی برای برخی پزشکان جذاب‌تر شده است. «خیلی از بچه‌ها از اینکه تخصص خوانده‌اند پشیمان شده‌اند و می‌گویند ای‌کاش عمومی می‌ماندیم.» پشت این پشیمانی، به گفته او، زندگی‌هایی قرار دارد که طی سال‌های رزیدنتی از نظر اقتصادی تحت‌فشار قرار گرفته‌اند؛ پزشکانی که برخی متأهل و صاحب فرزند هستند و به امید رسیدن به جایگاه شغلی بهتر، سال‌های جوانی خود را صرف تخصص کرده‌اند.

وقتی فشار آزمون به نقطه خطر می‌رسد


اما شاید سنگین‌ترین بخش اعتراض رزیدنت‌ها، نه نمره و نه تعداد مردودی‌ها، بلکه تبعات روانی این شرایط باشد. ملک‌زاده از مواردی از خودکشی و آسیب‌های روانی در میان پزشکان و رزیدنت‌ها سخن می‌گوید و معتقد است فشار ناشی از دوره تخصص، ساعات کاری سنگین، مشکلات معیشتی و بلاتکلیفی شغلی نباید دست‌کم گرفته شود. او از مورد پزشکی سخن می‌گوید که به گفته وی، تحت‌فشارهای شدید روانی دست به خودکشی زده است و تأکید می‌کند که نباید این اتفاق‌ها را صرفاً به مسائل شخصی افراد نسبت داد. ملک‌زاده در این بخش از گفت‌وگو بارها بر یک موضوع تأکید می‌کند: «بچه‌ها گناه دارند.» به گفته او، برخی از معترضان پس از تجربه مردودی، دیگر همان شرایط روانی قبل از آزمون را ندارند. پزشکی که یک‌بار با شکست در آزمونی سرنوشت‌ساز مواجه شده، ممکن است در آزمون بعدی نیز به دلیل فشار روانی و ازدست‌دادن اعتمادبه‌نفس نتواند توانایی واقعی خود را نشان دهد. او معتقد است حتی اگر این افراد چند بار دیگر در آزمون شرکت کنند، صرف تکرار آزمون نمی‌تواند مسئله را حل کند.

مطالبه‌ای فراتر از قبولی


ملک‌زاده در نهایت تأکید می‌کند که ممکن است خودش به دلیل نزدیک بودن نمره‌اش به حدنصاب، در نهایت امکان قبولی داشته باشد، اما مسئله را شخصی نمی‌داند. او می‌گوید نمایندگی معترضان برایش به این معناست که حتی اگر نتیجه شخصی او اصلاح شود، مسئله سایر پزشکان همچنان باقی است. از نگاه او، خواسته اصلی معترضان روشن است: آزمونی استاندارد، با منابع مشخص و قابل‌دسترس، سؤالات قابل‌دفاع، فرایند شفاف رسیدگی به اعتراضات و سنجشی که بتواند واقعاً صلاحیت موردنظر را اندازه‌گیری کند. او در پایان می‌گوید: «با یک یا دو آزمون نمی‌شود صلاحیت بالینی یک پزشک را تأیید یا رد کرد. اگر قرار است صلاحیت بالینی سنجیده شود، باید ابزار سنجش هم متناسب با آن باشد.»


مسئله رزیدنت‌های معترض حالا میان عددها و روایت‌ها باقی‌مانده است؛ ۳ درصد مردودی در سال‌های گذشته، ۱۲ درصد در سال گذشته، حدود ۴۰۰ مردود و اعتراض‌هایی که به گفته نماینده آن‌ها در مقطعی وارد تشخیص داده شد؛ اما سرنوشت نهایی‌شان روشن نیست. برای پزشکانی که چهار سال دوره تخصص را پشت سر گذاشته‌اند، نتیجه این آزمون فقط یک عدد روی کارنامه نیست؛ می‌تواند تعیین کند چند ماه دیگر باید در انتظار بمانند، چه زمانی وارد طرح شوند، آیا امکان ادامه مسیر تخصصی خود را دارند و مهم‌تر از همه، آیا هنوز می‌توانند به آینده‌ای که برایش چهار سال آموزش‌دیده‌اند، امیدوار باشند یا نه.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha